
رفقای عزیز کرگدن مووی، برای اینکه از اخبار و حواشی سینما و همینطور جدیدترین قابلیت های سایت و اپلیکیشن مطلع بشید در کانال تلگرام کرگدن مووی عضو شید:) لینک کانال در قسمت تماس با ما قرار گرفته.
رفقای عزیز کرگدن مووی، برای اینکه از اخبار و حواشی سینما و همینطور جدیدترین قابلیت های سایت و اپلیکیشن مطلع بشید در کانال تلگرام کرگدن مووی عضو شید:) لینک کانال در قسمت تماس با ما قرار گرفته.

همه فکر میکنن Oppenheimer فقط دربارهی رابرت اوپنهایمره؛ نابغهای وسواسی که در بحبوحهی جنگ جهانی دوم توسط دولت آمریکا استخدام شد تا مرگبارترین سلاح تاریخ بشر رو بسازه: بمب اتم. و خب، در سطح ظاهری فیلم، اینطور هم هست. اما درام واقعی درست بعد از انفجاره. جایی که پیامدها، اضطرابها، و عذاب وجدانها سر باز میکنن. وقتی با قدرت ساختارمند طرف باشی، چیزی به اسم “عقبنشینی اخلاقی” زیاد خریدار نداره. و نتیجه؟ اوپنهایمر رو از درون له میکنن، حذفش میکنن، بیاعتبارش میکنن.
اول یک سؤال ساده:
تا اینجا، ممکنه فکر کنی” «نولان؟ فیلم متا؟»
ولی بذار یه یادآوری کوچیک بکنم. اولین فیلم پرخرج نولان بعد از سهگانهی بتمن چی بود؟
اگه خود فیلم رو ندیده باشی، حتماً میمها، ویدیوها و حتی موزیک نمادینش رو شنیدی. فیلمی که با یه پایان معلق، ذهن تماشاگر رو رها میکنه و عملا دعوتنامه میده برای تئوریسازی. یکی از معروفترینشون این بود که Inception فقط یه فیلم علمی-تخیلی دربارهی دزدی از ذهن نیست؛ بلکه یه تمثیل کامل از فرآیند فیلمسازیه.
طبق این نظریه، هر شخصیت فیلم نقش یکی از اعضای یک پروژهی سینمایی رو بازی میکرد:
جالبه بدونی این نظریه، اونقدر قانعکننده بود که خود نولان هم تأییدش کرد. اون گفت Inception آینهایه از روند هنری خودش، و همکاری در فیلمسازی رو توی داستان فیلم بازسازی کرده.
نولان ترسی از تمثیل نداره. اگه بتونه با استعاره دربارهی خودش حرف بزنه، این کارو میکنه — زیرپوستی، زیرکانه، ولی عمیق.
اوپنهایمر در دنیای فیزیک، نولان در سینما—هر دو رهبران متفکر، آیندهنگر و بلندپرواز. فیلمهای نولان از «Batman Begins» به بعد همیشه موفق بودن، اما «اوپنهایمر» نقطهی اوج بود؛ درست مثل خود اوپنهایمر که رهبری پروژهای انقلابی رو برعهده داشت.
نکتهی مشترک؟ هر دو در کنار نبوغ، غروری دارن که گاهی تاریک میشه. هر چیزی باید طبق خواستهی خودشون پیش بره. اوپنهایمر خواست آمریکا رو به قطب فیزیک تبدیل کنه، نولان هم با دوربین IMAX سینما رو متحول کرد. اما هر قهرمان، بمب خودش رو داره. برای اوپی، بمب واقعی بود؛ بمب اتم. برای نولان، سهگانهی بتمن پروژهای که نهفقط مسیر کارش، بلکه صنعت فیلمسازی رو عوض کرد.
در نهایت، هر دو با تصمیمهایی مواجه شدن که بدون مشورت با اونها گرفته شد—بمبهایی که بدون اجازهی اوپی استفاده شدن، و فیلمهایی که بدون هماهنگی نولان، مستقیماً روی پلتفرم پخش شدن.
تئوری «بمب نولان» بهطرز درخشانی یک چرخه رو ترسیم میکنه: نولان، مثل اوپنهایمر، پدیدهای خلق میکنه که از کنترلش خارج میشه؛ ولی برخلاف اوپی که تا آخر عمرش با عذاب وجدان زندگی کرد، شاید نولان هنوز فرصتی داره که به جای پشیمانی، اصلاحگر باشه.
اون سینمای معاصر رو بهسمت عظمت بصری و داستانگویی پیچیده کشوند. ولی همون موج، داره سینمای داستانمحور رو غرق میکنه. نولان با «بتمن» ناخواسته مسیر سینما رو تغییر داد، همونطور که اوپنهایمر با بمبش مسیر تاریخ رو.
حالا اون دوتا راه داره:
مثل اوپی، طرد و منزوی بشه
– فقط نگاه کنه چطور اثرش داره جهان رو میسوزونه.
یا مثل یه فرمانده بازگشته از تبعید، وارد بازی بشه
– نه برای سود استودیوها، بلکه برای اصلاح سیستم از درون.
اما سؤال اینه:
آیا نولان میتونه این زنجیرهی واکنش رو متوقف کنه؟ یا بمب بعدی رو خواهد ساخت؟
باهم در ارتباطیم!
اولین نفر باشید دیدگاهی ثبت میکند
دیدگاه های کاربران
جهت ثبت دیدگاه ثبت نام کنید یا وارد شوید !